حرف
نویسه گردانی:
ḤRF
حرف . [ ح َ ] (اِخ ) رستاقی از نواحی انبار.
واژه های همانند
۲۲۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۴ ثانیه
هرف . [ هََ ] (ع مص ) فزونی و درازنفسی نمودن در مدح و ثنا بشگفت . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). غلو. (یادداشت به خط مؤلف ). || ستودن بی د...