حسام الدین
نویسه گردانی:
ḤSAM ʼLDYN
حسام الدین . [ ح ُ مُدْ دی ] (اِخ ) غوری ابوالحسن علی پسر فخرالدین مسعودبن عزالدین حسین و برادر شمس الدین محمد ملک الجبال از شاهزادگان ملوک غوریة است که نظامی عروضی چهارمقاله را برای وی تألیف کرد و در حق وی گوید: و ثنا بر پادشاه وقت ، ملک عالم مؤید منصور حسام الدولة والدین ... ابوالحسن علی بن مسعود نصیر امیرالمؤمنین . (دیباچه ٔ چهار مقاله ). پدرش فخرالدین اولین پادشاه غوری بامیان و طخارستان است . احوالش در جائی یاد نشده و فقط در طبقات ناصری (ص 104) او را نام برده است و در زمان تألیف چهار مقاله (550 هَ . ق .) زنده بوده است . زامباور و نویسندگان دائرةالمعارف اسلامی خاندان وی را یاد کرده و نام او نیاورده اند.
واژه های همانند
۸۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۲ ثانیه
حسام الدین . [ ح ُ مُدْ دی ] (اِخ ) عمربن عبدالعزیزبن مازه ٔ حنفی ملقب به صدر شهید بخاری . پسر امام برهان الدین بخاری حنفی است و او از مشاه...
حسام الدین . [ ح ُ مُدْدی ] (اِخ ) عمربک بن شمس الدین درنگی بن شرف الدین تهمتن بن بدربن شجاع بن خورشید. یازدهمین فرمانروای اتابکان لر کوچک...
حسام الدین . [ ح ُ مُدْ دی ] (اِخ ) عمر ایلواکوش یکی از امرای اتابک افراسیاب حاکم لرستان است . رجوع به تاریخ گزیده ص 544 شود.
حسام الدین . [ ح ُ مُدْ دی ] (اِخ ) علی هندی . رجوع به علی ... شود.
حسام الدین . [ ح ُ مُدْ دی ] (اِخ ) علی بن مسعودبن حسین . رجوع به علی بن فخرالدین مسعودبن عزالدین حسین شود.
حسام الدین . [ ح ُ مُدْدی ] (اِخ ) علی بن احمد رازی . رجوع به علی ... شود.
حسام الدین . [ ح ُ مُدْ دی ] (اِخ ) علی آبادی حنفی فقیه . او راست : «فوائد حسام الدین » و «کامل الفتاوی ».
حسام الدین . [ ح ُ مُدْ دی ] (اِخ ) علی برادر شمس الدین ملک الجبال محمدبن فخرالدین مسعود دوم از ملوک شنسبانی بامیان است . رجوع به حسام الدی...
حسام الدین . [ ح ُ مُدْ دی ] (اِخ ) صاحب یکی از امراء دربار ارغوان خان . (حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 126).
حسام الدین . [ ح ُ مُدْدی ] (اِخ ) سحابی . رجوع به حسام الدین بن حسین شود.