اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

حسام الدین

نویسه گردانی: ḤSAM ʼLDYN
حسام الدین . [ ح ُ مُدْ دی ] (اِخ ) مشارالدولة فرزند حاجی میرزا محمدبن علی اکبربن ابوالقاسم بن محمد مسیح بن کاظم شیرازی است . وی پدر نظام الدین حکمت مشارالدولةاست که کفیل وزارت فرهنگ ایران (4 - 1303 هَ . ش .) بوده است . رجوع به از سعدی تا جامی ص ب مقدمه شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۸۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۷ ثانیه
حسام الدین اینانج . [ ح ُ مُدْ دی ] (اِخ ) حاکم ری از طرف ملک ارسلان بن طغرل بن محمدبن ملکشاه بود و به همراهی عزالدین قیماز حاکم اصفهان ...
حسام الدین بختیار. [ ح ُ مُدْ دی ب َ ] (اِخ ) ابن زنگی سلجوقی متخلص به «پیغوی » مداح ملک پیغو. رجوع به بختیار و حسن بن علی و به لباب الالب...
حسام الدین ماچینی . [ ح ُ مُدْ دی ن ِ ] (اِخ ) وی پزشک و ملقب به افلاطون الزمان بوده و در آغاز رواج تنباکو در ایران 1912 هَ . ق . کتابی در م...
حسام الدین کرمانی . [ ح ُ مُدْ دی ک ِ ] (اِخ ) طبیب خاص امیرتیمور گورگان بود. خوندمیر گوید: مولانا حسام الدین ابراهیم شاه کرمانی حاوی فضایل ...
حسام الدین مبارکشاه . [ ح ُ مُدْ دی م ُ رَ ] (اِخ ) رجوع به حسام الدین پروانه چی شود.
حسام الدین ارزنجانی . [ ح ُ مُدْ دی ن ِ اَ زَ ] (اِخ ) مولوی آرد : حسام الدین ارزنجانی پیش از آنکه به خدمت فقرا رسد و با ایشان صحبت کند بحّ...
حسام الدین پروانه چی . [ ح ُ مُدْ دی ن ِ پ َ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) ملقب به مبارکشاه . سفیر شاهرخ بن تیمور گورکان بنزد دربار سلطان چقماق فرمانروای...
حسام الدین مازندرانی . [ ح ُ مُدْ دی ن ِ زَ دَ ] (اِخ ) محمدصالح بن احمد. وی داماد ملا محمدتقی مجلسی است . او راست : شرح زبدةالاصول ، و شرح مع...
حسام الدین استادالدار. [ح ُ مُدْ دی اُ دُدْ دا ] (اِخ ) یکی از چند امیر که در اطراف دمشق یاغی شده بودند. وی در دوم رمضان بدست قتلغشاه کشته...
حسام‌الدین ابوالهیجا هذبانی (؟ در اربیل– ۵۹۳ قمری در داقوق) ملقب به سمین، از سران نامدار هذبانی بود. در سال ۵۷۸ قمری حکومت نصیبین به دست او افتاد که ب...
« قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ صفحه ۸ از ۹ ۹ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.