حسن
نویسه گردانی:
ḤSN
حسن . [ ح َ س َ ] (اِخ ) ابن محبوب الزراد (السراد) کوفی . امامی شیعی مکنی به ابوعلی درگذشته ٔ 224 هَ . ق . او راست : «احادیث الجن و الانس »، «اخص الاعمال »، «تعبیر الرؤیا»، «تفسیر القرآن »، «جداول الحکمة»، «طبقات الرجال »، «علل الاحادیث »، «فضائل الاعمال »، «فضائل القرآن »، «الاحتجاج »، «الارضین »، «الازاهیر»، «الاسباب »، «الاشکال »، «والافانین »، «الانبیاء»، «الاوامر»، «البزائر»، «البلدان »، «التاریخ »، «التحذیر»، «التخویف »، «الترهیب »، «الجمل »، «الحدود»، «الحیرة و الصفوة»، «الحیوان و الاجناس »، «الدیات »، «الروایة»، «الریاضة»، «السماء»، «صوم الایام »، «الطلاق »، «الفتق »، «الفرائض »، «الفروق »، «القرائن »، «الکعبة»، «اللطائف »، «المآثر»، «ماخاطب اﷲ به خلقه »، «المحاسن »، «المحبوبات »، «المزاج »، «المشیخة»، «المصالح »، «معانی الحدیث و التحریف »،«المکروهات »، «النکاح » و «النوادر» در هزار برگ . (هدیة العارفین ج 1 ص 266) (ذریعه برای اسامی کتب او).
واژه های همانند
۱,۷۲۹ مورد، زمان جستجو: ۰.۴۸ ثانیه
حسن قاینی . [ ح َ س َ ن ِ ی ِ ] (اِخ ) ابن محمد. او راست : «الابداع » و «الابصاری » و در پایان سده ٔ سیزدهم هجری میزیست . (ذریعه ج 1 ص 63 و 65).
حسن فسایی . [ ح َ س َ ن ِ ف َ ] (اِخ ) حاج حسن خان طبیب فسایی فارسی شیرازی فرزند میر مجدالدین محمد (1237 - 1316 هَ . ق .).وی خود را از فرزندا...
حسن فؤاد. [ ح َ س َ ف ُ آ ] (اِخ ) ابن ممش مناستری الاصل مصری . او راست : الصلاة البدریة که در ربیعالاَّخر 1273 هَ . ق . پایان یافته است . (هد...
حسن فولاد. [ ح َ س َن ِ ] (اِخ ) رجوع به فولاد و تاریخ گزیده ص 634 شود.
حسن قرطبی . [ ح َ س َ ن ِ ق ُ طُ ] (اِخ ) ابن ایوب . رجوع به حسن حداد و حسن قبشی شود.
حسن قرمطی . [ ح َ س َ ن ِ ق َ م َ ] (اِخ ) ابن احمد جنابی مکنی به ابوسعید قرمطی . از امرای ایشان بود. در حساء متولد و در رمله ٔ بصره در 366 هَ ...
حسن قرمطی . [ ح َ س َ ن ِ ق َ م َ ] (اِخ ) ابن بهرام جنابی (گناوه ای ) مکنی به ابوسعید. مقتول در حمام در 301 هَ . ق . رجوع به ابوسعید جنابی ...
حسن قنوجی . [ ح َ س َ ن ِ ق َ ] (اِخ ) ابن علی بن لطف اﷲ بخاری قنوجی هندی (1210-1253 هَ . ق .). او راست : الاختصاص در حدود و قصاص و چهار کتاب ...
حسن قونوی . [ ح َ س َ ن ِ ن َ ] (اِخ ) ابن علی بن اسماعیل ملقب به بدرالدین و برخی نام او را حسین نوشته اند. وی در 776 هَ . ق . درگذشت . او ر...
حسن کلنگی . [ ح َ س َ ک ُ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مؤمن آباد بخش درمیان شهرستان بیرجند، در 10هزارگزی جنوب درمیان به 5 هزارگزی خاور ...