حسن
نویسه گردانی:
ḤSN
حسن . [ ح َ س َ ] (اِخ ) ابن محبوب الزراد (السراد) کوفی . امامی شیعی مکنی به ابوعلی درگذشته ٔ 224 هَ . ق . او راست : «احادیث الجن و الانس »، «اخص الاعمال »، «تعبیر الرؤیا»، «تفسیر القرآن »، «جداول الحکمة»، «طبقات الرجال »، «علل الاحادیث »، «فضائل الاعمال »، «فضائل القرآن »، «الاحتجاج »، «الارضین »، «الازاهیر»، «الاسباب »، «الاشکال »، «والافانین »، «الانبیاء»، «الاوامر»، «البزائر»، «البلدان »، «التاریخ »، «التحذیر»، «التخویف »، «الترهیب »، «الجمل »، «الحدود»، «الحیرة و الصفوة»، «الحیوان و الاجناس »، «الدیات »، «الروایة»، «الریاضة»، «السماء»، «صوم الایام »، «الطلاق »، «الفتق »، «الفرائض »، «الفروق »، «القرائن »، «الکعبة»، «اللطائف »، «المآثر»، «ماخاطب اﷲ به خلقه »، «المحاسن »، «المحبوبات »، «المزاج »، «المشیخة»، «المصالح »، «معانی الحدیث و التحریف »،«المکروهات »، «النکاح » و «النوادر» در هزار برگ . (هدیة العارفین ج 1 ص 266) (ذریعه برای اسامی کتب او).
واژه های همانند
۱,۷۲۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۹۰ ثانیه
حسن ادریسی . [ ح َ س َ ن ِ اِ ](اِخ ) ابن قاسم کنون الادریسی آخرین فرمانروای ادریسی مراکش است که پس از برادرش احمد در 348 هَ . ق . به حکوم...
حسن اختیار. [ ح َ س َ ن ِ اِ ] (اِخ ) رجوع به حسن اختیارالدین شود.
حسن اردشیر. [ح َ س َ ن ِ اَ دَ ] (اِخ ) یکی از شعرا و فضلای سده ٔ نهم هجریست . میرعلی شیر گوید بجای پدر من بود. (ذریعه ج 9 ص 240) (از مجالس الن...
حسن ازمیری . [ ح َ س َ ن ِ اِ ] (اِخ ) ابن محمدبن حسن اوده مشی رومی . مدرس حنفی . درگذشته ٔ 115 هَ . ق . او راست : تذکرةالابواب . (هدیةالعارفین ...
حسن استخری . [ ح َ س َ ن ِ اِ ت َ ] (اِخ ) ابن احمدبن زیدبن عیسی بن فضل ، فقیه بغدادی شافعی (244- 328 هَ . ق .). او راست : «ادب القاضی »، «ال...
حسن ابتداء. [ ح ُ ن ِ اِ ت ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) تهانوی آرد: اهل بیان گفته اند که متکلم خواه شاعر باشد و خواه کاتب ، سزاوار است که د...
حسن حلوانی . [ ح َ س َ ن ِ ح َ ] (اِخ ) مکنی به ابومحمد. در مکه حدیث میکرد و در سال 242 هَ . ق . درگذشت . او راست : «المسند فی الحدیث ». (هدیةا...
حسن حمدانی . [ ح َ س َ ن ِ ح َ ](اِخ ) ابن حمدان تغلبی ، مکنی به ابوعلی حمدانی و ناصرالدوله . یکی از امراء حمدانی و از فرزندان حسن بن عبداﷲ...
حسن حمدانی . [ ح َ س َ ن ِ ح َ ] (اِخ ) رجوع به حسن بن عبداﷲ شود.
حسن حمزاوی . [ ح َ س َ ن ِ ح َ ] (اِخ ) ابن عدوی مصری مالکی (1220-1303 هَ . ق .). او راست : «ارشاد الموید» وجز آن که در هدیةالعارفین (ج 1 ص 30...