حضور
نویسه گردانی:
ḤḌWR
حضور. [ ح َ ] (اِخ ) نام شهری است و کوهی به یمن از اعمال زبید و آنرا حضوراء نیز نامند. || نام قبیله ای است . (معجم البلدان ).
واژه های همانند
۱۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۸ ثانیه
حزور. [ ح َ زَوْ وَ ] (اِخ ) بصری . برخی او را نافع و برخی سعیدبن حزور نامیده اند. مولای ابن حضرمی است . از ابوامامه ٔ باهلی در دمشق روایت کن...
هزور. [ هََ زَوْ وَ ] (ع ص ) سست . (منتهی الارب ).