حظب
نویسه گردانی:
ḤẒB
حظب . [ ح ُ ظُب ب ] (ع ص ، اِ) مرد کوتاه کلان شکم . (منتهی الارب ). || مرد درشت و سطبر. || بخیل . || تنگخوی و گول . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
واژه های همانند
۲۶ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۱ ثانیه
حزب بازی . [ ح ِ ] (حامص مرکب ) دسته بندی کردن بطور غیرطبیعی . || گروه سازی برخلاف مصالح اکثریت .
حزب سازی . [ ح ِ ] (حامص مرکب ) حزب بازی ، گردآوری افرادی که از یک طبقه ٔ اقتصادی نباشند. رجوع به حزب بازی شود.
دارة هضب . [رَ ت ُ هََ ] (اِخ ) نام جایی است . (معجم البلدان ).
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
حزب انقلابی . [ ح ِ ب ِ اِ ق ِ ] (ترکیب وصفی ) گروهی از یک طبقه ٔ اقتصادی در یک جامعه که اجرای برنامه ٔ کار خود را بر قیام مسلحانه نهاده ب...
حزب تمدن اسلامی یکی از احزاب تأیید شده در جمهوری اسلامی ایران است که پس از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در سرچشمهٔ تهران، توسط اعضای بهجامانده از آن...