حقایق شناس . [ ح َ ی ِ ش ِ ] (نف مرکب ) شناسنده و عارف حقایق
: حقایق شناسی جهاندیده ای
هنرمندی آفاق گردیده ای .
(بوستان ).
چنین گفت مرد حقایق شناس
کز این هم که گفتی ندارم هراس .
(بوستان ).
توان گفتن این با حقایق شناس
ولی خرده گیرند اهل قیاس .
(بوستان ).