اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

خان

نویسه گردانی: ḴAN
خان . (اِخ ) شهرکی است بخوزستان آبادان و خرم و توانگر و با نعمت بسیارو بر لب رود نهاده . (از یادداشتهای مرحوم دهخدا).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۶۳۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۶۴ ثانیه
ده عباس خان . [ دِه ْ ع َب ْ با ] (اِخ ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل . واقع در شش هزارگزی جنوب باختری ده دوست محمد. سکنه ٔ آن 195 ...
گذر تقی خان . [ گ ُ ذَ رِ ت َ ] (اِخ ) محله ای است در طهران ، در جنوب خیابان سپه و شمال سنگلج .
حبیب اﷲ خان . [ ح َ بُل ْ لاه ] (اِخ ) (امیر...) پسر امیرعبدالرحمن خان . امیر افغانستان پنجمین خان بار کزائی که در سال هزارودویست وهشتادوهشت ه...
پل زمان‌خان • مقاله • بحث • خواندن • ویرایش • نمایش تاریخچه ابزارها • • • • • • • • • • • • • • ظاهر نهفتن متن • کوچک استاندارد بزرگ عرض • استاندارد پ...
خان چارباغ . (اِخ ) موضعی است در29 هزارگزی جنوب شرقی شهر قندهار بین خط 65 درجه و 31 دقیقه و 47 ثانیه ٔ طول البلد شرقی و خط 31 درجه و28 دقی...
خان بارچین . (اِخ ) قصبه ای است در ولایت «خداوندگار» در «عزیزیه » واقع در قره حصار. این قصبه از قره حصار 45 هزارگز فاصله دارد. خاکش حاصلخیز و ...
پیردوست خان . (اِخ ) از سرداران تیمورشاه افغانی . رجوع به مجمل التواریخ گلستانه ص 118 شود.
ابراهیم خان . [ اِ ] (اِخ )سردودمان خاندان ابراهیم خان زاده . پسر شاهزاده خانم اسمی خان دختر سلطان سلیم ثانی و ابراهیم از شوهر اول اسمی خان ...
ابوطالب خان . [ اَ ل ِ ] (اِخ ) ابن حاجی محمدبیگ خان . مولد او لکهنو به سال 1165 هَ . ق . و او از نژاد غیر هندی و ظاهراً ایرانی یا ترک است وی ...
امامقلی خان . [ اِ ق ُ ] (اِخ ) پسر اﷲوردی خان قوللرآقاسی (رئیس غلامان شاهی ). سردار شاه عباس اول که از سوی مادر گرجی بود. پس ازفوت پدر در ...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.