خسرو
نویسه گردانی:
ḴSRW
خسرو. [ خ ُ رَ / رُو ] (اِخ ) [ خواجه ... ] قاضی ملک سمرقند بوده و مدرس مدرسه ٔ میرزا الغ بیک و با وجود فضل و کمال در غایت زهد و تقوی بوده و بسی طبع زیبا داشته و در فن تاریخ و انشاء بی نظیر و بی همتا بوده و این معما به اسم «ملک » از اوست : معما:
در میان هر چیزکان از اوج مه تا ماهی است
مظهر اسمیت گشته گر ترا آگاهی است .
او تاریخ وفات باباخدای داد که از جمله ٔ مجذوبان سمرقند بود «مجذوب سالک » گفته و کتاب وقفیه ٔ میرعلیشیر را تصحیح نمود و «من وقف علیشیر» تاریخ آن گفته و بالجمله دقت طبع او ظاهر است و حاجت به بیان ندارد. (مجالس النفایس ص 286).
واژه های همانند
۸۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۷ ثانیه
شهر قدیمی «تلخسرو» نام منطقه ای در حدود ۶ کیلومتری شهر یاسوج ،مرکز استان کهگیلویه و بویر احمد است.
«تلخسرو» زمانی مرکز نفوذ خوانین بویراحمد علیا بو...
زیب خسرو جغرافیای شاهنامه نام مکان جغرافیایی در شاهنامه : زیب خسرو نام فعلی مکان جغرافیایی : شهری در جوار انطاکیه روم نام های دیگر مکان جغرافیایی در ش...
امامزاده ای که در روستای شکرک ( از توابع بخش ارم - شهرستان دشتستان - استان بوشهر ) مدفون است.
خسرو سوم . [ خ ُرَ / رُ وِ س ِوْ وُ ] (اِخ ) وی پسر ورزدات پادشاه اشکانی ارمنستان است که از سال 379 تا 392 م . سلطنت کرد. پسر او تیگران پس ...
خم خسرو. [ خ ُ م ِ خ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خزل شهرستان نهاوند، دارای 182 تن سکنه . آب آن از چشمه و محصول آن غلات دیمی و توتون و ...
خسرو اول . [ خ ُ رَ / رُ وِ اَوْ وَ ] (اِخ ) خسرو انوشیروان . انوشیروان پادشاه ساسانی . (از مزدیسنا ص 204،222، 227). رجوع به انوشیروان پادشاه س...
خسرو دوم . [ خ ُ رَ / رُ وِ دُوْ وُ ] (اِخ ) پسر تیرداد پادشاه اشکانی ارمنستان که از 325 تا 327 م . پادشاهی کرد. (از تاریخ ایران باستان مشیرالد...
خسروگرجی . [ خ ُ رَ / رُ وِ گ ُ ] (اِخ ) وی از غلامان مملوک حاجی ابراهیم خان اعتضادالدوله شیرازی بود و بعد از فتنه ٔ آن ایام چندی بملازمت ا...
خسرو خاور. [ خ ُ رَ / رُ وِ وَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از خورشید است . (از برهان قاطع).آفتاب . مهر. هور. (یادداشت بخط مؤلف ) : خوشم آمد...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.