اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

خلیده روان

نویسه گردانی: ḴLYDH RWʼN
خلیده روان . [ خ َ دَ / دِ رَ ] (ص مرکب ) ناراحت . غمناک . غصه دار :
چنین دادپاسخ که ای پهلوان
ز گشتاسبم من خلیده روان .

فردوسی .


به پیروزگر بر تو ای پهلوان
که از من نباشی خلیده روان .

فردوسی .


زواره بیامد خلیده روان
که امروز چون گشت بر پهلوان .

فردوسی .


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.