دروز
نویسه گردانی:
DRWZ
دروز. [ دُ ] (ع اِ) ج ِ دَرز. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج ِ درز،به معنی شکاف جامه که دوخته باشند. (آنندراج ). و به معنی محل پیوند دو چیز. (غیاث ). رجوع به درز شود.
- بنات الدروز ؛ شپش و رشک . (دهار) (از لسان العرب ).
واژه های همانند
۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۹ ثانیه
دروز. [ دُ ] (اِخ ) درزیه . طایفه ای از اسماعیلیان که در کوهستانهای شام باشند منسوب به ابومحمد عبداﷲ درزی صاحب دعوت حاکم بأمراﷲ فاطمی . (ی...
دروز (/druːz/ ; عربی: دَرْزِیّ یا دُرْزِیّ , جمع: دُرُوز) که خود را مُوَّحِدون مینامند،[۲۳] گروه مذهبی باطنگرای عرب از غرب آسیا هستند که به آیین...
جبل دروز. [ ج َ ب َ ل ِ دُ ] (اِخ ) جبل الدروز. قضائی است در جهت شرق سنجاق حوران واقع در سوریه به مرکز قبائل دروز. و به شش ناحیه تقسیم شد...