دری
نویسه گردانی:
DRY
دری . [ دُرْ ری ] (اِخ ) (ضیاءالدین ...) دانشمند و حکیم ایرانی (متوفی به سال 1334 هَ . ش . در تهران ). او در آراء و عقاید ارسطو، افلاطون ، ابن سینا و صدرالدین شیرازی مطالعات بسیار داشت و از آثار او کنزالحکمة است که ترجمه و شرح نزهةالارواح شهرزوری است ، و کنزالمسائل فی اربع رسائل ، و فلسفة الاعتماد، و ترجمه و شرح پنج رساله از ابن سینا نیز از آثار اوست .
واژه های همانند
۳۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۳۰ ثانیه
نیم دری . [ دَ ] (اِ مرکب ) دری کوتاه .دری به درازی نصف درهای معمولی . (یادداشت مؤلف ).
هفت دری . [ هََ دَ ] (ص نسبی ) اطاق هفت در. (یادداشت مؤلف ). که دارای هفت در باشد.
کبک دری یا کبک دره [۲] (نام علمی: Tetraogallus caspius) نام یک گونه از زیرخانواده کبکیان و از خانواده قرقاولان است. خاستگاه آن شمال افغانستان، مناطقی ...
دغل دری . [ دَ غ َ دَ ] (ص مرکب ) صاحب برهان قاطع این ضبط را آورده است و گوید کنایه از عیب جوی و عیب گوی و منافق است ، اما ظاهراًاین ضبط مص...
دری بر. [ دَ ب َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان اورامان لهون بخش پاوه شهرستان سنندج . واقع در 24هزارگزی شمال باختری پاوه و کنار راه اتوم...
پنج دری . [ پ َ دَ ] (ص نسبی ) اطاقی که پنج در یک سو (معمولاً رو بصحن ) دارد، و این نوع بنا سابقاً بیشتر معمول بوده .
ابن دری . [ اِ ن ُ دَرْرا ] (اِخ ) شاعری از مردم موصل . وفات 545 هَ .ق .
پشت دری . [ پ ُ دَ / پ ُ ت ِ دَ ] (اِ مرکب ) آنچه از پارچه چون اطلس و ململ و توری در پشت پنجره و در از جانب اطاق آویزند تا از شدت تابش آف...
دری باغ . [ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نهارجانات بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند. واقع در 36هزارگزی جنوب خاوری بیرجند. (از فرهنگ جغرافیایی ای...
دری وری . [ دَ وَ ] (اِ مرکب ، از اتباع ) حرف یاوه و مفت و مزخرف و بی ربط. (فرهنگ لغات عامیانه ). هذیان . چرند و پرند. سخن بیهوده . لاطائل . (...