گفتگو درباره واژه گزارش تخلف دریابار نویسه گردانی: DRYABAR دریابار. [ دَرْ ] (اِخ ) بحرالجزائر ۞ : جاوه نام ولایتی است از دریابار. (سروری ج 1 ص 365). و رجوع به بحرالجزائر و دریای بحرالجزائر در ردیفهای خود شود. واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۷ ثانیه واژه معنی دریابار دریابار. [ دَرْ ] (اِ مرکب ) (دریا+ بار، پسوند مکان ). دریای بزرگ . (ناظم الاطباء) : نه عود گردد هر چوب کان به رنج و به جهدبه گل فروکنی اندر... دریابار دریابار. [ دَرْ ] (اِخ ) نام شهری است . (برهان ). جانب جنوبی لارستان وکرمان را دریابار گویند. (حاشیه ٔ معین بر برهان ). نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود