دزک
نویسه گردانی:
DZK
دزک . [ دِ زَ ] (اِ مصغر) مصغر دز. دز کوچک . قلعه ٔ کوچک . (ازانجمن آرا) (از آنندراج ). قلعه و حصار کوچک . (ناظم الاطباء) : در زیر این قلعه دزکی است کوچک محکم استاک گویند آنرا. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 158).
واژه های همانند
۱۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۶ ثانیه
دزک . [ دُ زَ ] (اِخ ) دهی است از بخش سرباز شهرستان ایرانشهر. واقع در 6 هزارگزی خاور سرباز و کنار راه مالرو سرباز به زابلی ، با 125 تن سکنه . ...
دزک . [ ] (اِخ ) ده کوچکی است از بخش ایوانکی ، شهرستان دماوند. واقع در 3 هزارگزی شمال ایوانکی . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).