دستی دستی
نویسه گردانی:
DSTY DSTY
دستی دستی . [ دَ دَ ] (ق مرکب ) عامداً. عمداً. بعمد. قاصداً. قصداً. بقصد. عالماً. به اراده ٔ خود. بی اجبار. دستی . و رجوع به دستی شود.
واژه های همانند
۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۹ ثانیه
چاپ کَلاقهای یا باتیک یکی از روشهای چاپ بر روی پارچه است که در کشورهایی مانند اندونزی ، تایلند، سریلانکا و هند و ایران از قدیم کاربرد داشتهاند.
این...
و یا "دستی به دور از آتش داشتن" کنایه به ندانستن درد یا مشکل دیگران است ... مانند کسی که از آتش به دور می باشد و درد کسانی را که گرفتار سوخت...
تپانچه یا اسلحه دستی (به انگلیسی: Pistol) یا به اصطلاح غلط کلت، سلاح گرم نیمهخودکار است که کوچک، سبک و قابل حمل است. این سلاح معمولاً یک سلاح کمری به...