دشت
نویسه گردانی:
DŠT
دشت . [ دَ ] (اِخ ) از قرای اصفهان است . (معجم البلدان ). محله ای است مشهور در اصفهان . (فرهنگ فارسی معین ). قریه ای بود در سپاهان که اصل مولانا جامی از آنجا بود، و آنرا دردشت نیز گویند. (آنندراج ).قاضی ابوبکر محمد پسر حسین پسر حسن ... پسر جریر سوید دشتی بدان منسوب است . (از برگزیده ٔ مشترک یاقوت ، ترجمه ٔ محمدِ پروین گنابادی ). و رجوع به دردشت شود.
واژه های همانند
۱۳۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۸ ثانیه
ارینه دشت . [ اُ ن َ دَ ] (اِخ ) موضعی در هرهزپی از نواحی آمل مازندران . (سفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص 113 بخش انگلیسی ).
دشت ارزن . [ دَ ت ِ اَ زَ] (اِخ ) (بحیره ٔ...) از دریاهای پارس ، آب این بحیره شیرین است و چون بارندگی زیادت باشد این بحیره زیادت بود و چون...
دشت ارژن . [ دَ ت ِ اَ ژَ ] (اِخ ) دشت ارجن . دشت ارزن . در سرزمین فارس نزدیکی شیراز قرار دارد، زمانی عضدالدوله برای صید بدانجا رفته بود و م...
دشت ارژن . [ دَ ت ِ اَ ژَ ] (اِخ ) ده مرکز دهستان دشت ارژن بخش کوهمره نودان شهرستان کازرون . سکنه ٔ آن 580 تن . آب آن از چشمه ٔ معروف به ...
دشت ارجن . [ دَ ت ِ اَ ج َ ] (اِخ ) دشت ارژن ، که زمینی است در فارس . (از لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی ). رجوع به دشت ارژن شود.
دشت ارزن . [ دَ ت ِ اَ زَ ] (اِخ ) سرزمینی است در فارس . (از معجم البلدان ). دشت ارژن . دشت ارجن . رجوع به دشت ارژن شود.
ناطور دشت (به انگلیسی: The Catcher in the Rye) نام یک رمان (۱۹۵۱) و مشهورترین اثر نویسنده آمریکایی جروم دیوید سالینجر است.
محتویات [نمایش]
خلاصه...
دشت وسیعی است بر فراز کوهی از سلسله جبال زاگرس که در شرق روستای خیرک از توابع شهرستان دشتستان واقع است. قشلاق و محل اتراق و چرای دامهای عشایر است.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
مایق دشت . [ ی ِ دَ ] (اِخ ) قریه ای است از ناحیه ٔ استوا از نواحی نیشابور. (از معجم البلدان ).