اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

دورق

نویسه گردانی: DWRQ
دورق . [ دَ / دُو رَ ] (معرب ، اِ) سبوی دسته دار. (ناظم الاطباء). سبوی گوشه دار. (آنندراج ) (منتهی الارب ). (از المعرب جوالیقی ص 145). || پیمانه ٔ شراب . ج ، دَوارِق . (ناظم الاطباء). پیمانه ٔ شراب و آن سه رطل یا چهار رطل بغدادی است و دورق الانطاکی بیست و چهار قسط است . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از بحر الجواهر). پیمانه ٔ خمر. (مهذب الاسماء).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۶ ثانیه
دورق . [ دَ رَ ] (اِخ ) قلعه ای است برجویی از دجله . (آنندراج ) (منتهی الارب ).شهری است به خوزستان و از آن شهر است بشیربن عقبه . (آنندراج )...
دورق . [ دَ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سنگره ٔ بخش الوار گرمسیری شهرستان خرم آباد. دارای 400 تن سکنه . آب آن از چشمه ٔ دورق تأمین می ش...
دورق، ویرانه های شهری کهن در خوزستان. ویرانه های این شهر تا نیم قرن پیش بر کران رودهای منشعب از جراحی*، در ۷۸ کیلومتری جنوب شرقی اهواز و در شمال شهر ش...
دورق العتیق . [ دَ رَ قُل ْ ع َ ] (اِخ ) دورق . شهری از ایران به خوزستان در مصب جراحیه به خلیج فارس دارای هشت هزار سکنه . (یادداشت مؤلف )...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.