اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

دیر

نویسه گردانی: DYR
دیر. [ دَ ] (اِخ ) نام محلی است در بصره که آن را نهرالدین گویند و آن قریه ٔ بزرگی است . (از تاج العروس ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۹۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۰۶ ثانیه
دیر یونس . [ دَ رِ ن ُ ] (اِخ ) منسوب به یونس بن متی (ع ) است و جنب شرق دجله مقابل موصل است بین آن و دجله دو فرسخ یا کمتر است و این مح...
دیر و زود. [ رُ ] (ق مرکب )در زمان نزدیک یا دور. سرانجام . عاقبت : گفتی که دیر و زودبحالت نظر کنم آری کنی چو بر سر خاکم گذر کنی . سعدی .دیر ...
دیر نجران . [ دَ رِ ن َ ] (اِخ ) دیری است در دمشق از نواحی حوران ببصری و همان دیری که بدانجا داستان ملاقات بحیرای راهب با حضرت محمد (ص )...
دیر نجران . [ دَ رِ ن َ ] (اِخ ) دیری است در یمن متعلق به آل عبدالمدان بن الدیان از بنی الحارث بن کعب . و همین بنو عبدالمدان بن الدیان بودن...
دیر میماس . [ دَ رِ ] (اِخ ) بین دمشق و حمص بر کنار رودی واقع است که به آن رود میماس میگویندو آن در جایی خوش آب و هواست . (از معجم البلد...
دیر منصور. [ دَ رِ م َ ] (اِخ ) دیری است در شرق موصل و بر کنار نهر خابور واقع است و در زمان یاقوت آباد بوده است . (از معجم البلدان ).
دیر مدیان . [ دَ رِ م ِ ] (اِخ ) بر ساحل رود کرخایا نزدیک بغداد است و کرخایا رودی است که از عباسیه میگذرد و الکرخ را می شکافد و در دجله می ری...
دیر مخراق . [ دَ رِ م ِ ] (اِخ ) از توابع خوزستان است . (از معجم البلدان ).
دیر ماعوث . [ دَ رِ ] (اِخ ) دیری در مغرب فرات است با آبادی کمی در اطراف . (از معجم البلدان ).
دیر مرحنا. [ دَ رِ م َ ح َن ْ نا ](اِخ ) دیری است بمصر واقع بر ساحل برکة الحبش فاصله ٔ آن تا فسطاط در حدود فاصله ٔ آن تا رودخانه ٔ نیل است . ای...
« قبلی ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ صفحه ۹ از ۲۰ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.