اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

دیودلی کردن

نویسه گردانی: DYWDLY KRDN
دیودلی کردن .[ وْ دِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) دلیری کردن :
دیودلی میکنند بر سر خاتم
خاتم جمشید داشتن نه گزافست .

خاقانی .


بکنم دیودلی هابسفر
تا سلیمان شوم ان شأاﷲ.

خاقانی .


گنبد آبگینه گون نیست فرشته خوی و رو
سنگ بر آبگینه زن دیودلی کن ای پری .

خاقانی .


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.