رباب
نویسه گردانی:
RBAB
رباب . [ رِ ] (ع اِ) ج ِ رُبّة. (منتهی الارب ) (متن اللغة). || ج ِرِبّة. (اقرب الموارد) (از متن اللغة). || ج ِ رُب ّ. || ج ِ رُبّی ̍. (از متن اللغة).رجوع به رَبّة و رِبّة و رُب ّ در همه ٔ معانی شود.
واژه های همانند
۲۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۰ ثانیه
رباب . [ رِ ] (ع مص ) بچه آوردن گوسفند. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) ۞ . || نزدیک شدن بچه آوردن گوسفند. (از اقرب الموارد) (از منتهی ...
رباب . [ رَب ْ با ] (ع اِ) جماعت . (اقرب الموارد). جماعت کثیر یا ده هزار. (منتهی الارب ). رجوع به رب شود. || از اسمای مردان است . (از متن ا...
رباب . [ رَ ] (اِخ ) نام زنی . (منتهی الارب ). نام یک معشوقه ٔ عرب بوده . (فرهنگ نظام ). نام زنی به حسن مشهور. (انجمن آرا). نام زنی است ج...
رباب . [ رَ ] (اِخ ) موضعی است بمکه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (از منتخب اللغات ) (از متن اللغة). موضعی است در نزدیکی چاه می...
رباب . [ رَ ] (اِخ ) کوهی است میان مدینه و فید. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از غیاث اللغات ) (ازمنتخب اللغات ) (از متن اللغة) (از معجم البلدان...
رباب .[ رُ ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از متن اللغة). زمینی است میان دیار بنی عامر و بلحارث بن کعب ، گفته شده رباب در دی...
رباب . [ رُ ](اِخ ) یکی از گویندگان زنان عرب و زن و دخترعموی شاعر نامدار اقشیر اسدی بود. (از قاموس الاعلام ترکی ).
رباب . [ رُ ] (اِخ ) معشوقه و سپس زن خداش بن حابس تمیمی بود. (از قاموس الاعلام ترکی ).
رباب . [ رُ ] (اِخ ) بنت ابراء. از زنان صحابه و انصار رسول اکرم بود. (از قاموس الاعلام ترکی ).
رباب . [ رُ ] (اِخ ) بنت الیمان ، زن معاذبن زراره ٔ قطفرین و خود از صحابه و انصار بود. (از قاموس الاعلام ترکی ).