گفتگو درباره واژه گزارش تخلف ربعی نویسه گردانی: RBʽY ربعی .[ رُ ] (ع اِ) نوعی از اسطرلاب . (دهار) : ربعی نموده پیکرش خطهای مسطر در برش ناخن بر آن خطها برش وقت محاکا ریخته . خاقانی .ناهید زخمه مطرب می آفتاب تابش چنگ آفتاب می را ربعی بشکل مسطر.خاقانی . واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۲۶ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۹ ثانیه واژه معنی ربای ربای . [ رُ ] (نف مرخم ) ربا. مخفف رباینده ، و بیشتر بصورت مزید مؤخر کلمه ٔ مرکب آید.- آهن ربای ؛ رباینده ٔ آهن . رجوع به آهن ربا شود.- بوسه... کاه ربای کاه ربای . [ رُ ] (اِ مرکب ) رباینده ٔ کاه . کاهربا. کهربا. جذب کننده و بسوی خود کشنده ٔ قطعات کاه و خاشاک سبک : تا چو بیجاده نباشد به نکورنگ... گوی ربای گوی ربای . [ رُ ] (نف مرکب ) که برنده شود. که مقدم گردد. ناجح . پیروزشونده : بیا و گوی به میدان شاعری بفکن که تاکه آید از ما به شعر گوی رب... موش ربای موش ربای . [ رُ ] (اِ مرکب ) موش ربا. پند. بند. زغن . غلیواج . گوشت ربای . (یادداشت مؤلف ). رجوع به مترادفات کلمه شود. هوش ربای هوش ربای . [ رُ ] (نف مرکب ) آن که هوش از سر ببرد. بیهوش کننده : گشته صریر کلک تو فتنه نشان مملکت بوده خروش کوس تو هوش ربای معرکه .سلمان ... فوطه ربای فوطه ربای . [ طَ / طِ رُ ] (نف مرکب ) رجوع به فوطه ربا شود. تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۱ ۲ صفحه ۳ از ۳ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود