اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

رسخ

نویسه گردانی: RSḴ
رسخ . [ رَ س َ ] (ع اِمص ) ۞ پلیدی : تا وسخ و رسخ اوزار به عرق مقاسات و مکابدت بشویند. (جهانگشای جوینی ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۸ ثانیه
رسخ . [ رَ ] (ع اِمص ) تناسخ ، یعنی انتقال روح از بدن انسان به نباتات یا اشجار. (ناظم الاطباء). در نزد حکما عبارتست از انتقال نفس ناطقه از...
رصخ . [ رَ ] (ع مص ) ثابت و برجای بودن در کاری . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رسوخ . (از اقرب الموارد). و رجوع به رسوخ شود.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.