اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

رطب ریز

نویسه گردانی: RṬB RYZ
رطب ریز. [ رُ طَ ] (نف مرکب ) که رطب ریزد. ریزنده ٔ رطب . || بمجاز، گوینده ٔ سخن شیرین :
چو سقراط را داد نوبت سخن
رطب ریز شد خوشه ٔ نخل بن .

نظامی .


چون رطب ریز این درخت شدی
نیک بادت که نیکبخت شدی .

نظامی .


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.