رماق
نویسه گردانی:
RMAQ
رماق . [ رِ ] (ع اِمص ) نفاق . (اقرب الموارد). دوروئی . (ناظم الاطباء). || (مص ) به گوشه ٔ چشم به کینه و خشم نگریستن . (از اقرب الموارد).
واژه های همانند
۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۸ ثانیه
رماق . [ رَ / رِ ] (ع اِ) آنچه بدان روز گذارند از معیشت که باقی جان را نگاه دارد. (منتهی الارب ). روزی بخور و نمیر. رجوع به رمامة شود.
رماغ . [ رُم ْ ما ] (اِخ )موضعی است که رماع نیز گویند. (از معجم البلدان ).