رملة
نویسه گردانی:
RML
رملة. [ رَ ل َ ] (ع اِ) ریگ . (دهار). ریگ و آن اخص از رَمْل است . (از منتهی الارب ). قطعه ای از رَمْل . (از متن اللغه ). یک توده از ریگ . (ناظم الاطباء). || قطعه ای از زمین که ریگ بر آن بالا آمده باشد. (از اقرب الموارد).
واژه های همانند
۱۹ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۲ ثانیه
رملة. [ رَ ل َ ] (اِخ ) دختر خطاب بن نفیل القرشی العدویة و خواهر عمربن الخطاب بود. وی از جمله زنانی است که با شوی خود سعیدبن زیدبن عمروبن ...
رملة. [ رَ ل َ ] (اِخ ) دختر شیبةبن عتبةبن ربیعةبن عبدالشمس العبشمیه بود. پدرش در غزوه ٔ بدر با کفر کشته شد و ابوعمر گوید وی از مهاجران بود و ...
رملة. [ رَ ل َ ] (اِخ ) الکبری . دختر علی بن ابیطالب (ع ) بود از ام سعید بنت عروةبن مسعود الثقفیه . (مجمل التواریخ و القصص ص 455). و در تجارب ...
رملة. [ رَ ل َ ](اِخ ) دختر معاویةبن ابی سفیان بود. (حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 124). یکی از سه دختر معاویه بشمار می رفت .
رملة. [ رَ ل َ ] (اِخ ) دختر وقیعةبن حرام بن غفاربن ملیل و مادر ابوذر غفاری بود. (الاصابة جزء 7 ص 86).
رمله . [ رَ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جراحی بخش شادگان شهرستان خرمشهر واقع در 67هزارگزی شمال غربی شادگان و 7هزارگزی جنوب راه اتومبی...
رمله . [ رَ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نهر هاشم بخش مرکزی شهرستان اهواز در 12هزارگزی غرب اهواز و دوهزارگزی غرب راه آهن اهواز به خرمشه...
رمله . [ رَل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رودحله از بخش گناوه ٔشهرستان بوشهر واقع در 59هزارگزی جنوب شرقی گناوه در ساحل دریا. دارای 211 تن ...
خیط رمله . [ خ َ رَ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان باوی بخش مرکزی شهرستان اهواز، واقع در 48 هزارگزی جنوب خاوری اهواز و 15 هزارگزی جنوب راه ...