اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

رملة

نویسه گردانی: RML
رملة. [ رَ ل َ ] (اِخ ) دختر ابی عوف بن صبرةبن سعیدبن سعد و زن مطلب بن ازهربن عوف الزهری بود. وی در مکه اسلام آورد و به حبشه مهاجرت کرد. (از الاصابة فی تمییز الصحابة جزء 8 ص 86).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۹ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۶ ثانیه
رملة. [ رَ ل َ ] (ع اِ) ریگ . (دهار). ریگ و آن اخص از رَمْل است . (از منتهی الارب ). قطعه ای از رَمْل . (از متن اللغه ). یک توده از ریگ . (ناظ...
رملة. [ رُ ل َ ] (ع اِ) خط سیاه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). خطوط سیاه بر پشت و رانهای غزال . (از متن اللغة). ج ، رُمَل ، اَرمال . (منتهی...
رملة. [ رَ ل َ ] (اِخ ) شهر عظیمی است در فلسطین و قصبه ٔ آن اکنون خراب است . در اقلیم سوم واقع است بطول 55 درجه و یک سوم درجه . میان بیت ...
رملة. [ رَ ل َ ] (اِخ ) دهی است در سوریه در جبل سمعان . (از اعلام المنجد).
رملة. [ رَ ل َ ] (اِخ ) سرزمینی است در ارض نجد ازآن بنی وبر. (از معجم البلدان ).
رملة. [ رَ ل َ ] (اِخ ) قریه ای در بحرین ازآن بنی عامر از فرزندان عبدالقیس . (از معجم البلدان ).
رملة. [ رَ ل َ ] (اِخ ) نام محله ای است به سرخس و جمعی بدانجا منسوب هستند و از جمله ٔ آنهاست شیخ عالم ابوالقاسم صاعدبن عمر الرملی که به ...
رملة. [ رَ ل َ ] (اِخ ) محله ای بوده است خراب در بغداد در کنار دجله مقابل کرخ . (از معجم البلدان ).
رملة. [ رَ ل َ ] (اِخ ) دختر ابوسفیان بن حرب بن امیه . از صحابه و از زنهای پیغمبر (ص ) و مکنی به ام حبیبه بود. وی خواهر معاویه و از فصحای قر...
رملة. [ رَ ل َ] (اِخ ) دختر حرث بن ثعلبةبن الحرث بن زید الانصاریة النجاریة بود. گویند هنگامی که سعدبن معاذ درباره ٔ بنی قریظه حکم کرد در خانه ...
« قبلی صفحه ۱ از ۲ ۲ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.