اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

روشناس کردن

نویسه گردانی: RWŠNAS KRDN
روشناس کردن . [ ش ِک َ دَ ] (مص مرکب ) مشهور و معروف کردن :
مجنون که خویش را بجهان روشناس کرد
پیداست عاشقی نتوان در لباس کرد.

میرزا شفیع (از آنندراج ).


ورجوع به روشناس شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.