اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

زانو رصدگاه (رصدگه ) کردن

نویسه گردانی: ZʼNW RṢDGAH RṢDGH KRDN
زانو رصدگاه (رصدگه ) کردن . [ رَ ص َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از مراقبه کردن باشد. (برهان قاطع). کنایه از مراقبه کردن و چیزی را چشم داشتن . (آنندراج ). || کنایه از متفکر و اندوهگین نشستن باشد، و زانو رصد کردن هم هست که بی کلمه ٔ گاه باشد. (برهان قاطع). کنایه از متفکر بودن . (آنندراج ) :
زانو کنم رصدگه و در بیع، جای جان
صد کاروان وجود معین درآورم .

خاقانی .


|| پاس داشتن . (ناظم الاطباء). و رجوع به مجموعه ٔ مترادفات ص 327 و از پس زانو نشستن شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.