گفتگو درباره واژه گزارش تخلف زاویة نویسه گردانی: ZʼWY زاویة. [ ی َ ] (ع ص ) مؤنث از زوی ، یزوی ، زیاً؛ گردآورنده . و زاویه بمعنی رکن خانه نیز از این معنی مأخوذ است ، زیرا گوئی یک قسمت از خانه را فراهم آورده است . ۞ (تاج العروس ). گردآورنده . (شمس اللغات ). واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۱۵۰ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۲ ثانیه واژه معنی زاویه زاویه . [ ی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان علمدار بخش جلفای شهرستان مرند واقع در 43کیلومتری شمال مرند و 2 کیلومتری خط آهن و 7 کیلومتری راه ش... زاویه زاویه . [ ی َ] (اِخ ) قصبه ای است جزء دهستان حومه ٔ بخش زرند شهرستان ساوه واقع در 10000گزی شمال مرکز بخش و 4000گزی راه عمومی . در منطقه ٔ ج... زاویه زاویه . [ ی َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سبزواران ، بخش مرکزی شهرستان جیرفت . واقع در 6هزارگزی خاور سبزواران بر سر راه شوسه ٔ بم به س... ضاویة ضاویة. [ ی َ ] (ع ص ) تأنیث ضاوی . (منتهی الارب ). زاویه این واژه اربی است و پارسی آن اینهاست: قوژین (کردی) کیوژ kiuž (اوستایی: کَئُژدَ kaožda) زاویه کاو این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید. زاویه کوژ این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید. زاویه یاب زاویه یاب . [ ی َ / ی ِ ] ۞ (اِ مرکب ) آلت برای اندازه گرفتن هر قسم زاویه و فاصله . زاویه سنج زاویه سنج . [ ی َ / ی ِ س َ ] (اِ مرکب ) دستگاه تعیین مقدار زاویه . در تحفة الافلاک آمده : با مقیاس الزاویه زوایای مرسوم را میتوان سنجید و زوای... زاویه ٔ تیز زاویه ٔ تیز. [ ی َ / ی ِ ی ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) رجوع به زاویه ٔ حاده شود. تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۱ ۲ صفحه ۳ از ۱۵ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود