زرد
نویسه گردانی:
ZRD
زرد. [ زَ ] (ع مص ) زرده ُ زرداً؛ خبه کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ). خفه کردن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بافتن زره را و درهم افکندن حلقه ها را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (ازاقرب الموارد). زره پیوستن . (تاج المصادر بیهقی ).
واژه های همانند
۹۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۹ ثانیه
گل زرد. [ گ ُ ل ِ زَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) شب بوی . (صحاح الفرس ). گیاهی است از خانواده ٔ گل سرخ . (گیاه شناسی ثابتی ص 210). گونه ای است ...
گل زرد. [ گ ِ ل ِ زَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) گلی است و آنرا از موضعی که نزدیک است به قسطنطنیه آورند. و آنرا به عربی طین الصنم وطین الاصف...
گل زرد. [ گ ُ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوهدشت بخش طرهان شهرستان خرم آباد واقع در 12هزارگزی جنوب خاوری کوهدشت و 14هزارگزی جنوب اتومبیل...
گل زرد. [ گ ُ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بربرود بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع در 3هزارگزی شمال الیگودرز، کنار راه مالرو الیگودرز. هوای ...
گل زرد. [ گ ُ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دره صیدی بخش اشترینان شهرستان بروجرد، واقع در 16هزارگزی شمال خاوری اشترینان ، کنار راه مالرو ک...
گل زرد. [ گ ُ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان یوسف وند بخش سلسله ٔ شهرستان خرم آباد واقع در 22هزارگزی باختر الشتر و 5هزارگزی باختر راه شوسه ٔ خر...
گل زرد. [ گ ُ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بالا شهرستان نهاوند واقع در 2000گزی جنوب شهر نهاوند، کنار باختری راه شوسه ٔ نهاوند به ملایر و برو...
گل زرد. [ گ ُ زَ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان قلقل رود شهرستان تویسرکان واقع در 27000گزی جنوب باختری شهر تویسرکان و 3000گزی شمال باختری ...
گل زرد. [ گ ُ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی شهرستان بهبهان واقع در 20هزارگزی شمال باختری بهبهان و 20هزارگزی شمال راه شوسه ٔ بهبهان ...
صمغ زرد. [ ص َ غ ِ زَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) رجوع به صمغ عربی شود.