اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

زرد

نویسه گردانی: ZRD
زرد. [ زَ ] (اِخ ) دهی از دهستان سملقان است که در بخش میانه ٔ شهرستان بجنورد واقع است ، و 322 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۹۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۴ ثانیه
گیاه صبر زرد (Aloe vulgaris و گونه‌های دیگر) که درست آن سبر زرد است و در زبان پهلوی آنتیا خوانده می شده، شباهتی جالب با مرّ مکّی دارد؛ زیرا این گیاه آ...
نگارش درست این واژه، سبر است؛ زیرا نام گیاهی است از تیره ی سوسنی ها. در پهلوی به این گیاه، آنیتا گفته می شد. در پارسی گاهی برخی واژه ها را به نادرست ب...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
لاخ زرد. [ زَ ] (اِخ ) دهی از دهستان طبس مسینا، بخش درمیان ، شهرستان بیرجند، واقع در 89 هزارگزی جنوب خاوری درمیان و 15 هزارگزی شمال خاوری ...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
زرد پاره . [ زَ پا رَ / رِ ] (اِ مرکب ) پاره ای به رنگ زرد. قطعه ای از پارچه به رنگ زرد. || در بیت زیر از خاقانی کنایه از وصله ٔ زردرنگی ...
برده زرد. [ ب َ دِ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بهی بخش بوکان شهرستان مهاباد. سکنه ٔ آن 1140 تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
دره زرد. [ دَرْ رَ زَ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سیاه رود بخش افجه شهرستان تهران . واقع در خاور مرکز افجه . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ...
چاه زرد. [ زَ ] (اِخ ) از دهات جلگه ٔ هرون آباد است . (از مرآت البلدان ج 4 ص 133).
« قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ صفحه ۵ از ۱۰ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.