گفتگو درباره واژه گزارش تخلف زهگیرزهگیر کردن نویسه گردانی: ZHGYRZHGYR KRDN زهگیرزهگیر کردن . [ زِ زِ ک َ دَ] (مص مرکب ) پاره پاره کردن . (آنندراج ) : کشیدی آهوئی رابر سر تیرکه شاخش را کند زهگیرزهگیر.محمدسعید اشرف (از آنندراج ). واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد. نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود