اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ساقدوشی کردن

نویسه گردانی: SAQDWŠY KRDN
ساقدوشی کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) (... با کسی یا چیزی ) برآمدن . برابری کردن . برابر بودن . همسنگ بودن . لاف همسری زدن . توازی :
ید بیضا به ساعد خوبان
ساقدوشی نمی تواند کرد.

معصوم کاشی (از آنندراج ) (بهارعجم ).


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.