سامی
نویسه گردانی:
SAMY
سامی . (ص نسبی ) قومی است منسوب به سام بن نوح ، نژاد سامی عبارت از آشوری و عربی و آکدی (بابلی قدیم )، عبری ، سریانی ، آرامی و کنعانی قدیم و غیره است و منظور از زبانهای سامی مراد زبان اقوام نامبرده است . (یادداشت بخط مؤلف ).
واژه های همانند
۱۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۲ ثانیه
سامی . (ع ص ) بلند. (آنندراج ) (منتهی الارب ). صاحب سموّ : اگر رأی سامی ... از او درگذرد که برای خداوند بازنموده ام . (تاریخ بیهقی چ ادیب ...
سامی . (اِخ ) فرقه ای از نصاری که خود را صامیه نامیده اند. (ابن الندیم ص 479).
سامی . (ص نسبی ) منسوب است به سامةبن لوی بن غالبة الناحی ساموی . (الانساب سمعانی ).
سامی . (اِخ ) اسمش لطف علی بیک صاحب طبع بود بغیر این رباعی شعر قابلی از او بنظر نرسید:کامست مرا گر فلک پست دهددردستش از این هر دو یکی هست ...
سامی . (اِخ ) اسمش سام میرزا خلف صدق شاه اسماعیل صفوی است . تذکره ای مسمی بتحفة السامی بر اشعار معاصرین خود نوشته . رجوع به سام میرزا و ر...
سامی . (اِخ ) مولانا غیاث الدین احمد. (آتشکده ٔ آذر). وی از عهد سلطان حسین بایقرا تا دوره ٔ شاه طهماسب صفوی در شعر و ادب شهره ٔ بلاد خراسان ب...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
اقوام سامی عبارتی است که امروزه عمدتاً برای اطلاق به عربها و اسرائیلیان (عبرانیها) به کار میرود. شناختهشدهترین زبانهای سامی زنده نیز عربی؛ عبری و...
علی سامی (زاده ۱۲۸۹ خورشیدی در شیراز - مرگ ۲۲ مرداد ۱۳۶۸) نویسنده، محقق و استاد دانشگاه، باستانشناس و رییس مؤسسه باستانشناسی تخت جمشید بود. مرمت آرام...
سامی سبرک . [ ] (اِخ ) شهرکی است خرم و آبادان به ماوراءالنهر. (از حدود العالم ).