اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

سرفراز کردن

نویسه گردانی: SRFRʼZ KRDN
سرفراز کردن . [ س َ ف َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بلندقدر کردن . مهتر ساختن . عزت و آبرو بخشیدن :
و آنکه را دوست بیفکند از پای
سرفرازش مکن ار شاه جم است .

خاقانی .


بردر خویش سرفرازم کن
وز در خلق بی نیازم کن .

نظامی .


سرفرازم کن شبی از وصل خود ای نازنین
تا منور گردد از دیدارت ایوانم چو شمع.

حافظ.


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.