سعن
نویسه گردانی:
SʽN
سعن . [ س ُ ] (ع اِ) خیک و مشک که نصف آن تراشیده باشد و در آن نبیذ سازند و گاهی از آن آب پاشی کنند مانند دلو و گاهی زنان در آن رشته و پنبه نهند. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). || آب دستان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || قدح بزرگ که در آن شیر دوشند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد).
واژه های همانند
۷۷ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۴ ثانیه
سان تومه . [ ت ُ م ِ ] (اِخ ) ۞ جزیره ای است از مستملکات پرتقال واقع در 200 هزارگزی شمال غربی دماغه ٔ لویز در داخل خلیج گینه در آفریقای ...
سان تری تس . [ ت ِ ] (اِخ ) نام رودی است که بعضی آن را با رودخابور تطبیق کرده اند. ولی باید دانست که این خابور غیر از این خابوری است که ...
از آن سان . [ اَ ] (ق مرکب ) زانسان (مخفف ). آن سان . همان گونه . آن قسم : بر آن روی جیحون یکی رزمگاه بکردیم زانسان که فرمود شاه .فردوسی .
سان میگوئل . [ گ ِ ] (اِخ ) ۞ جزیره ای است از اسور ۞ دارای 127000 تن جمعیت که حاکم نشین آن پونتا دلگادا ۞ است . جزیره ای است آتش فشا...
سان میگوئل . [ گ ِ ] (اِخ ) ۞ شهری است از جمهوری سالوادر ۞ دارای 43400 تن سکنه و معادن طلا و نقره .
سان میگوئل . [گ ِ ] (اِخ ) ۞ اواریست . مردسیاسی و ژنرال اسپانیولی است . بسال 1785م . در ژیژون ۞ متولد شد و بسال 1862 درگذشت . وی در جنگ 182...
سان بلانسی . [ سام ْ بْلا / ب ِ س ِ ] (اِخ ) ۞ ژاک د بن . مطلع در امور مالی فرانسه . متولد در تورس ۞ (در حدود 1457 - 1527م .). وزیر لویی دوازد...
سان تروی کس . [ تْرُی ْ ک ُ ] (اِخ ) ۞ اسم سنتروک را نویسندگان قدیم چنین نامیده اند. سیناتروکس ۞ (فیله گون ) ۞ . سیناتروکس ۞ . ولی املاء...
سان خونیاتن . [ ت ُ ] (اِخ ) نام یکی از حکمای قدیم فنیقیه . (ایران باستان ص 86).
اینچنین سان . [ چ ُ / چ ِ ] (ق مرکب ) اینگونه . (آنندراج ). به این سان . (ناظم الاطباء).