گفتگو درباره واژه گزارش تخلف سکالش کردن نویسه گردانی: SKALŠ KRDN سکالش کردن . [ س ِ ل ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) اندیشه کردن : و چون آرزو آید سکالش کند. (تاریخ بیهقی ).گر سکالش کنی بهفت اقلیم یک کریم سخاسکال نماند. خاقانی .محتشم را به مال مالش کن بی درم را به خوان سکالش کن . نظامی .رجوع به سگالش کردن و سگالیدن شود. واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد. نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود