سن
نویسه گردانی:
SN
سن . [س ِ ] (اِ) حشره ای است که رطوبت ساق خوشه های گندم و جو بمکد و آنرا خشک یا نزار کند. (یادداشت مؤلف ).
واژه های همانند
۶۹ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۰ ثانیه
کریستن سن . [ کْری / ک ِ ت ِ س ِ ] (اِخ ) آرتور کریستن سن ۞ . استاد دانشگاه کپنهاگ در 9 ژانویه ٔ 1875م . ولادت یافت و در 30 مارس 1945م . بدرود...
سن رسیدگی . [ س ِ رَ دَ / دِ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی سن رسیده . به زاد برآمدگی . بلوغ . سن رشد.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
سن گندم (نام علمی: Eurygaster integriceps) نام یک گونه از خانواده ساسهای سپرفلزی از راسته نیمبالان است. این گونه بومی شمال آفریقا، بالکان و غرب و مر...
اتش سن المو به انگلیسی:sant almoś fire پدیده الکتریکی جوی همراه با تخلیه بارهای الکتریکی است. این پدیده هنگامی بوقوع میپیوندد که پتانسیل الکتریکی در ...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
آذر سن المو؛ کورپاسانت. نامی است دیگر برای پدیده الکتریکی موسوم به آتش/نار سن المو. آتش آرش و یا آتش کمانگیر هم نام های دیگر پدیده برقی جوی است، که...
سن پطرزبورغ . [ سَم ْ پ ِ طِ ] (اِخ ) سن پطرزبورگ ۞ . شهری به روسیه و پایتخت آن کشور به دوران حکومت تزارها. پترزبورگ . لنین گراد. (از فرهنگ ...
مساله تعیین سن زمین و نحوه تشکیل آن از زمانهای خیلی پیش فکر بشر را بخود مشغول داشته است. علم تعیین سن و تاریخگذاری سنگها را ژئوکرونولوژی (Geochrono...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.