اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

شارک

نویسه گردانی: ŠARK
شارک . [ رِ ] (اِخ ) ابن النصر. از مشایخ و دانشمندان و فقهای سیستان در زمان حکومت حسین بن عبداﷲ سیاری از جانب عبداﷲبن طاهر به سیستان . رجوع به تاریخ سیستان ص 181، 184، 195 شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۶ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۸ ثانیه
شارک . [ رَ ] (اِ) ۞ مرغی است خوش آواز و کوچک . (لغت فرس ). مرغکی است خوش آواز و کوچک . گویند هزار داستان است . (معیار جمالی ). مرغکی است کوچ...
شارک . [ رَ ] (اِخ ) نام قسمتی از کوه شلفین یا شروین در حدود سوادکوه و فیروزکوه به مازندران . رجوع به مازندران و استراباد رابینو، ترجمه ٔ و...
شارک . [ رِ ] (اِخ ) شهرکی است از نواحی اعمال بلخ . طایفه ای از دانشمندان از قبیله ٔ ابوسعداز آنجا برخاسته اند. رجوع به (معجم البلدان ) شود.
شارک . [ رِ ] (اِخ ) ابن سلیمان حمیری از معاصرین عبداﷲبن طاهر طاهری است و آنگاه که عبداﷲبن طاهر از حسین بن عبداﷲ السیاری حاکم سیستان مشاه...
شارک . [ رِ ] (اِخ ) ابن سنان . جد نصربن منصور شارکی . رجوع به شارکی (نصربن منصور) شود.
تپه شارک . [ ت َپ ْ پ َ رَ] (اِخ ) دهی از دهستان فارسینج بخش اسدآباد شهرستان همدان است که در بیست و هشت هزارگزی فارسینج واقع است . کوهستانی...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.