گفتگو درباره واژه گزارش تخلف شانه بینی نویسه گردانی: ŠANH BYNY شانه بینی . [ ن َ / ن ِ ] (حامص مرکب ) عمل شانه بین . فالگیری : خاطرش چون از غبار لشکر خط جمع نیست هر دم از زلف پریشان شانه بینی میکند. طاهرغنی (از آنندراج ).بمن تابت شانه گر شد دچارمرا روز و شب شانه بینی است کار.طاهر وحید (از بهار عجم ). واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد. نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود