شایک
نویسه گردانی:
ŠAYK
شایک . [ ی ِ ] (ع ص ) مأخوذ از شائک تازی . درخت و گیاه خاردار. (از شمس اللغات ) (ناظم الاطباء). || تمام سلاح . (دهار). زیناوند. مرد قوی سلاح و با سلاح تیز. (از ناظم الاطباء) (از شمس اللغات ). رجوع به شائک و شاک السلاح شود.
واژه های همانند
۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۳ ثانیه
شایک . [ ] (اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش قاین شهرستان بیرجند. دارای 107 تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آن غلات و شلغم است . (از فرهنگ ...
شائک . [ ءِ ] (ع ص ) خاردار ۞ . (اقرب الموارد). ج ، شاکة. (اقرب الموارد) شجر شائک السلاح ؛ شاکی السلاح . رجوع به نشوءاللغه ص 16و لغت شاکی شو...