اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

شس

نویسه گردانی: ŠS
شس . [ ش ُس س ] (ع اِ) زمین سخت و درشت که به یک سنگ ماند. ج ، شِساس ، شُسوس ، شَسیس . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). زمین سخت . (مهذب الاسماء). || نام گیاهی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). شَث ّ؛ یعنی درختی مانند درخت سیب کوچک دارای بوی خوش و مزه ٔ تلخ که در بلاد مغول می روید به برگ آن دباغت شود و آن مانند برگ بید است . (از اقرب الموارد).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۵ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۹ ثانیه
شث . [ ش َث ث ] (ع اِ) گیاهی است خوشبوی و تلخ مزه که دباغت کنند به وی . (منتهی الارب ). درختی چون درخت کوچک سیب خوشبوی و تلخ مزه که ...
شث . [ ش َ ] (اِخ ) جایگاهی است در حجاز. (از معجم البلدان ).
شص . [ ش َص ص ] (معرب ، اِ) قلاب ماهیگیری و شست ماهی . ج ، شُصوص . (ناظم الاطباء). شست ماهی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). (مع...
شص . [ ش َص ص / ش ِص ص ] (معرب ، اِ) شست ماهی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ابن درید گفته که عربی خالص نیست ...
شص . [ ش َص ص ] (ع مص ) بازداشتن کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.