اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

شقا

نویسه گردانی: ŠQA
شقا. [ ش َ ] (از ع ، اِمص ) شقاء. سختی و تنگی و بدبختی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). شقاء. سختی . شدت . عسرت . عسر. شقاوت . شقوه . (یادداشت مؤلف ) :
مخالف راشقا بادی موافق را بقا بادی
معین مؤمنان بادی امید اولیا بادی .

فرخی .


الا رفیقا تا کی مرا شقا و عنا
گهی مرا غم یغما گهی بلای یلاق .

زینبی .


اینکه تو داری سوی من نیست دین
مایه ٔ نادانی و کفر و شقاست .

ناصرخسرو.


اورا بدان که دیو جسد را مطیع گشت
حکمت سفه شده ست و سعادت شقا شده ست .

ناصرخسرو.


کوهیست به یمگان که نبینند گروهی
کز چشم حقیقت سپس ِ سترشقایند.

ناصرخسرو.


نه خاکی که بیرون نیاری ودیعت
اگر سیم مزد از شقایی نیابی .

خاقانی .


چون شدی اول سیه اندر بقا
دور بودی از نفاق و از شقا.

مولوی .


- ارباب شقا ؛ مردمان بدبخت و مستمند و بیچاره و گستاخ و بی ادب . (ناظم الاطباء).
|| (ص )بدبخت شده . (آنندراج ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۶ ثانیه
شغا. [ ش َ /ش ُ ] (اِ) جعبه و تیردان و ترکش . (ناظم الاطباء) (ازاقرب الموارد). شقا. شکا. تیردان . (آنندراج ) (از انجمن آرا). ترکش . (فرهنگ جهانگی...
شغا. [ ش َ ] (ع مص ) ۞ شَغاً. مختلف شدن دندانهای کسی در بلندی و کوتاهی و خروج و دخول . شَغْو. (منتهی الارب ). اختلاف روییدن دندانها در در...
شغا. [ ش َ ] (ع اِمص ) تقطیر بول . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). شغیة. (اقرب الموارد). رجوع به شغیة شود. || ناهمواری دندانها. (منتهی الا...
« قبلی ۱ صفحه ۲ از ۲ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.