اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

شیتان

نویسه گردانی: ŠYTAN
شیتان .[ ش َ ] ۞ (ع اِ) گروه اندک از ملخ و جز آن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳۰ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۹ ثانیه
شیطان صفت . [ ش َ / ش ِ ص ِ ف َ ] (ص مرکب ) که صفت و خوی شیطان دارد. دیوسرشت . (یادداشت مؤلف ).
شیطان کده . [ ش َ / ش ِ ک َ دَ / دِ ](اِ مرکب ) شیطان سرای . جای دیو و ابلیس : شیطان کده ها حواس بر تن کردند بنا چو نفس ایمن .واله هروی (از آنند...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
شیطان خیال . [ ش َ / ش ِ ] (ص مرکب ) آنکه مانند شیطان در هر کاری وسوسه می کند. (ناظم الاطباء). سیی ءالظن . بداندیش . (یادداشت مؤلف ).
رجم شیطان . [ رَ م ِ ش َ / ش ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) رجم شیاطین . رجم دیو. راندن شیطان . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). نوعی از ستاره باشد شع...
شیطان آباد. [ ش َ ] (اِخ ) دهی است از بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه . سکنه ٔ آن 360 تن .صنایع دستی اهالی جاجیم بافی . راه آن ماشین رو است . سه با...
شیطان آباد. [ ش َ ] (اِخ ) دهی است از بخش سلدوز شهرستان ارومیه . سکنه ٔ آن 236 تن .آب از رود گدار. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).
ناخن شیطان. نک گریفه آ
داشتن حالت و کیفیت شیطان صفت/ان. شیطان صفت . [ ش َ / ش ِ ص ِ ف َ ] (ص مرکب ) که صفت و خوی شیطان دارد. دیوسرشت . (یادداشت مؤلف).
جزیره شیطان تنها جزیره‌ ایرانی در دریای مکران است. این جزیره کوچک و در حال فرسایش در پسابندر واقع شده و در واقع شرقی‌ترین جزیره ایران است. مردم بومی م...
« قبلی ۱ صفحه ۲ از ۳ ۳ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.