شیرینی
نویسه گردانی:
ŠYRYNY
شیرینی . (ص نسبی ) این انتساب نسبت به شیرین است . (از انساب سمعانی ).
واژه های همانند
۱۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۹ ثانیه
شیرینی فروش . [ ف ُ ] (نف مرکب ) شیرینی پز. قناد. حلوایی . شیرینی ساز. (یادداشت مؤلف ).
شیرینی فروشی . [ ف ُ ] (حامص مرکب ) قنادی . شغل و عمل شیرینی فروش . کار شیرینی فروش . (یادداشت مؤلف ). || (اِ مرکب ) دکان شیرینی فروش . قنادی ....
شیرینی خوران . [ خوَ / خ ُ ] (اِمص مرکب ) شیرینی خوردن . مجلس جشن و سرور و شادمانی تشکیل دادن و در آن حضار را شیرینی قسمت نمودن . || مراسم ...
شیرینی خوردن . [ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) خوردن شیرینی و حلوا. || رسم نامزدی کردن عروسی را برای دامادی . احتفالی برای نامزدی عروسی ...
از هنگامی که دانمارکی ها به مقدسات اسلامی اهانت کردند نام "شیرینی دانمارکی" توسط صنف و مردم به "شیرینی گل محمدی" دیگر شد.
شیرینی دانمارکی (به انگلیسی: Danish pastry) که در ایران با نام شیرینی گل محمدی نیز شناخته میشود، نوعی شیرینی خشک یا نان شیرین است که در تهیه آن از آر...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
شیرینی مومیایی انسان (به انگلیسی: human mummy confection، یا mellified man)، دارویی افسانهای است که با خواباندن جسد انسان در عسل درست میشدهاست. از ...