صالح
نویسه گردانی:
ṢALḤ
صالح . [ ل ِ ] (اِخ ) ابن نصراﷲ حلبی معروف به ابن سلّوم . وی رئیس اطباء دولت عثمانی و ندیم سلطان محمدبن ابراهیم بود. و در حلب متولد شد و هم در آنجا نشأت یافت و نزد دانشمندان آن سامان تلمذ کرد و در علوم عقلی و طب سرآمد اقران گردید. صالح آوازی خوش داشت و موسیقی میدانست و شعر میسرود لیکن از اشعار او جز این دو بیت در دست نیست :
سقانی من اهوی کلون خدود
مداماً یری سرالقلوب مذاعا
و مذ شبب الابریق فی کاس حاننا
اقامت دراویش الحباب سماعاً.
او راست :برء الساعه در طب . صالح به غایت کریم النفس بود و بشعرا میپرداخت و آنان را در حق وی مدایحی است که از آنجمله است قصیده ٔ عبدالباقی بن احمد سمان دمشقی که آغاز آن چنین است :
بذکرک بعداﷲ یستفتح الذکر
فما لسواک الآن نهی و لا امر.
صالح بسال 1081 هَ . ق . درگذشت . (اعلام النبلاء ج 6 ص 344 و 345). چلبی در کشف الظنون کتاب «غایة البیان فی تدبیر الانسان » را که بترکی نوشته شده بدو نسبت داده و گوید وی بسال 1080 درگذشت .
واژه های همانند
۴۵۵ مورد، زمان جستجو: ۰.۳۱ ثانیه
صالح ایوبی . [ ل ِ ح ِ اَی ْ یو ] (اِخ ) رجوع به صالح بن عادل بن نجم الدین ... شود.
صالح ترمذی . [ ل ِ ح ِ ت ِ م ُ ] (اِخ ) رجوع به صالح بن محمدبن نصربن محمد... شود.
فضل بن صالح . [ ف َ ل ِ ن ِ ل ِ ] (اِخ ) از افسران و اعیان دولت فاطمی مصر بود و بامر الحالم بامراﷲ در سال 400 هَ . ق . به قتل رسید. (از الاعلا...
صالح همدانی . [ ل ِ ح ِ هََ م َ ] (اِخ ) رجوع به صالح بن احمدبن محمدبن احمدبن صالح ... شود.
صالح مواهبی . [ ل ِ ح ِ م َ هَِ ] (اِخ ) وی رئیس طریقت قادریان حلب بود و به سال 1152 هَ . ق . درگذشت . رجوع به اعلام النبلاء ج 6 صص 510 -...
صالح مستملی . [ ل ِ ح ِ م ُ ت َ ] (اِخ ) رجوع به صالح بن محمدبن صالح حجازی ... شود.
صالح مدیبری . [ ل ِ ح ِ م ُ دَ ب ِ ] (اِخ ) ابن الندیم وی را در شمار معزمین آورده است که از طریقه ٔ محموده به عزائم پرداختندی مقابل طریقه...
صالح کرمانی . [ ل ِ ح ِ ک ِ ] (اِخ ) رجوع به صالح بن عبداﷲ کرمانی ... شود.
صالح شیبانی . [ ل ِ ح ِ ش َ ] (اِخ ) ابن مدینی او را مجهول خوانده و ابن حبان او را درزمره ٔ ثقات آورده است . (لسان المیزان ج 3 ص 177).
صالح قیراطی . [ ل ِح ِ ] (اِخ ) رجوع به صالح بن عبداﷲ قیروانی ... شود.