اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

صن

نویسه گردانی: ṢN
صن . [ ص ِ / ص َن ن ] (ع اِ) گمیز شتر و آن بسیار بوی بد دارد. || اول روز از روزهای عجوز. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). || سله مانند آوندی که در وی نان نهند. (منتهی الارب ). زنبیل بزرگ . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۶۹ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۶ ثانیه
سن تریت . [ س ِ ] (اِخ ) ۞ نام یکی از رودها در ایران باستان بوده است . رجوع به ایران باستان ج 2 ص 1076 شود. (یادداشت مؤلف ).
رولن سن . [ رُ ل ِ س ُ ] (اِخ ) سرهنری راولنسن ۞ مستشرق و ایران شناس نامی انگلیسی که موفق به خواندن سنگنبشته ٔمیخی بیستون شد و خواندن ا...
ژهان سن . [ ژُ س ِ ] (اِخ ) ۞ نام یکی از خاورشناسان . وی ناشر قسمتی از آثار نویسندگان اسلامی است و کتاب «بغیة المستفید» ابن ربیع شیبانی را...
تمپ سن . [ ت ُ س ُ ] (اِخ ) از دانشمندان خاورشناس انگلیس است که بمعیت کینگ به ایران آمد و در تحقیق و مقابله ٔ کتیبه ٔ بیستون کوشش فراوان ...
سن الکب . [ س ِن ْ نُل ْ ک َ ] (ع اِ مرکب )سپستان . (فهرست مخزن الادویه ) (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).
هدف سن یابی نسبی این است که پدیده‌های زمین شناسی را باهم مقایسه کرده و تعیین کنیم که کدامیک جوان‌تر و کدامیک قدیمی‌تر می‌باشد. معیارهای تعیین سن نس...
شناسایی تاریخ زمین مستلزم شناخت و مقایسه تقدم و تأخر حوادث نسبت به یکدیگر و تاریخ مطلق رویداد آنها می‌باشد. در طول عمر زمین چهره آن تغییرات گونگونی را...
لانگ سن . [ س ُ ] (اِخ ) شهر و دژی از تنکن (هندوچین ) نزدیک سرحد چین دارای هفت هزار و پانصد تن سکنه است .
میانه سن . [ ن َ / ن ِ س ِن ن / ن ] (ص مرکب ) میان سال . میانه عمر. نه جوان و نه پیر. (ناظم الاطباء). میانه سال . که نه پیر است و نه جوان .
میزان سن . [ س ِ ] (فرانسوی ، اِ) ۞ (اصطلاح تئاتر) صورت خارجی دادن اثری غنایی یا درام یا سناریو ۞ به صورت صحنه ٔ نمایش یا فیلم . تنظیم صح...
« قبلی ۱ ۲ صفحه ۳ از ۷ ۴ ۵ ۶ ۷ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.