طریق
نویسه گردانی:
ṬRYQ
طریق . [ طِرْ ری ] (ع ص ) نیک خاموش . || (اِ) کروان نر که چوبینه باشد. (منتهی الارب ).به عربی کروان نر را نامند. (فهرست مخزن الادویه ).
واژه های همانند
۲۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۴ ثانیه
قاطع طریق . [ طِ ع ِ طَ ] (ص مرکب ) راه بر. ره بر. ره زن . راه زن . (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء). ج ، قطاع طریق . (مهذب الاسماء). قاطعان طریق ...
طریق لورة. [ طَ ق ُ رَ ] (اِخ ) ۞ نام جاده ای است بین اشبیلیه و قرطبه . (الحلل السندسیه ج 1 ص 134).
طریق الهفة. [ طَ قُل ْ هََ ف ْ ف َ ] (اِخ ) موضعی است به بصره . (منتهی الارب ).
خارج طریق . [ رِ ج ِ طَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) رجوع به بیرون جاده شود.
طریق الوادی . [ طَ قُل ْ ] (اِخ ) جاده ای است بین اشبیلیه و قرطبه . (الحلل السندسیه ج 1 ص 134).
طریق العنصل . [ طَ قُل ْ ع ُ ص ُ ] (اِخ ) راهی است بین بصره و یمامه . (منتهی الارب ).
طریق المنکدر. [ طَ قُل ْ م ُ ک َ دِ ] (اِخ ) راهی است از یمامه سوی مکه . (منتهی الارب ).
طریق خراسان . [ طَ ق ِ خ ُ ] (اِخ ) ولایتی معتبر است (از عراق عرب ) و شهرش قصبه ٔ بعقوبا و آن را دختری از تخم کسری قوبانام ساخت و بیعت (بی...
(= ترجیحا): برای مقایسه دو چیز به کار می رود به گونه ای که انجام یکی بر دیگری ترجیح داده شود یا حتمی تر باشد. (فرهنگ بزرگ سخن). همتای پارسی این عبارت...
طریق الزنبجیار. [ طَ قُزْ زَم ْ ب َج ْ ] (اِخ ) ۞ یکی از جاده های عمومی مسافرتی بین اشبیلیه و قرطبه است . (الحلل السندسیه ج 1 ص 134).