گفتگو درباره واژه گزارش تخلف طور نویسه گردانی: ṬWR طور. (اِ) ۞ دام . شبکه (یعنی جامه ای از رسن یا طناب مشبک ). شبکه که بدان ماهی گیرند. شبکه ٔ صیاد. طور ماهیگیران . بیاحه . دام ماهیگیری . || قسمی پارچه ٔ دیداری . واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۶۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۵ ثانیه واژه معنی به طور کامل این سَماس (= عبارت) پارسی ـ عربی است و پارسی جایگزین آن ویسپایو می باشد که واژه ای اوستایی است به طور خلاصه «طور» و «خلاصه» عربی است و پارسی جایگزین به طور خلاصه این است: کیم بَهونا (سنسکریت) دیر طور سینا دیر طور سینا. [ دَ رِ رِ ] (اِخ ) یا کلیسای طور بر قله ٔ کوه طور سینا قرار دارد و این همان کوهی است که نور بر موسی بدانجا تجلی نمود و بیهوش ... به طور تصادفی همتای پارسی این عبارت عربی، این است: پشپاچیک paŝpācik (سغدی) به طور اتفاقی همتای پارسی این عبارت عربی، این است: پشپاچیک paŝpācik (سغدی) به طور اتفاقی نگاه کنید به: اتفاقی به طور انحصاری (منحصرا): همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: به تنهایی، یک تنه (دری) یکینیها yakinihā (بلوچی با پسوند پهلوی قید ساز یها) به طور قطع و یقین (= به طور قطع، قطعا، مسلما، به طور حتم): همتای پارسی این عبارت عربی، اینهاست: بی مگر bimagar (دری) یواکِم yavākem، بوئیت buїt، چوئیت (اوستایی) اَپیگوم... به طور کاملا اتفاقی همتای پارسی این عبارت عربی، این است: پشپاچیک paŝpācik (سغدی) تور تور ، به معنای گشت می باشد که هم ریشه ی همسان با واژگان تور و توریسم در زبان انگلیسی است . تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۱ ۲ ۳ صفحه ۴ از ۷ ۵ ۶ ۷ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود